وقتی می‌خوای دلار به ریال رو تحلیل کنی، اگر فقط به چارت نگاه کنی، نصف ماجرا رو می‌بینی. نیمه‌ی مهم‌ترش جاییه که نقدینگی، ارزش دارایی‌های کل اقتصاد و رفتار سیاست‌گذار به هم می‌رسن. برای همین این تحلیل از دو لایه‌ی مستقل ولی هم‌پوشان جلو می‌ره: 1.ارزش واقعی دلار از دیدگاه نقدینگی کل کشور و 2. تحلیل بر اساس نواحی عرضه و تقاضا.

۱. ارزش واقعی دلار بر مبنای نقدینگی

برای تحلیل دلار از نظر نقدینگی باید همه سناریو های محتمل رو بررسی کنیم:

الف) سناریو تعادلی

اولین مبنا، بازگشت به یک نقطه‌ی تعادلی واقعیه. اسفند ۱۴۰۰، زمانی که دلار حوالی ۲۹ هزار تومان معامله می‌شد، اقتصاد ایران – حداقل از نظر پولی – در وضعیت تعادلی نسبت به امروز قرار داشت. اگر فرض کنیم از اون تاریخ به بعد، نقدینگی به‌طور میانگین ماهی ۳ درصد رشد کرده (که فرض محافظه‌کارانه‌ای هم نیست)، با یک محاسبه‌ی تجمعی به این نتیجه می‌رسیم که ارزش واقعی دلار در بهمن ۱۴۰۴ باید حوالی ۱۱۹٬۸۰۰ تومان باشه.
این عدد به ما می‌گه که حتی بدون هیچ شوک سیاسی یا انتظاری، صرفاً از مسیر رشد پول، دلار زیر ۱۲۰ هزار تومان عملاً ارزان محسوب می‌شه.

ب) سناریو 100 میلیارد دلاری

اما زاویه‌ی دوم، تصویر بزرگ‌تری می‌ده. تجربه‌ی اقتصاد ایران نشون داده که بازار معمولاً به عددی نزدیک به ۱۰۰ میلیارد دلار ارزش اسمی دارایی‌های کل کشور واکنش منفی نشون می‌ده؛ عددی که در عمل مثل یک مقاومت ساختاری عمل کرده. آخرین داده‌ی رسمی بانک مرکزی مربوط به مرداد ۱۴۰۴ هست که حجم نقدینگی رو ۱۲٬۰۱۵ همت اعلام کرده. اگر همین عدد رو با رشد ماهانه‌ی ۳ درصد به بهمن ۱۴۰۴ برسونیم، حجم نقدینگی به حدود ۱۴٬۳۴۶ همت می‌رسه. وقتی این عدد رو در برابر آستانه‌ی ۱۰۰ میلیارد دلار قرار می‌دیم، ارزش تعادلی دلار حوالی ۱۴۳٬۵۰۰ تومان به‌دست میاد؛ عددی که به‌طرز معناداری به قیمت‌های فعلی بازار نزدیکه و توضیح می‌ده چرا دلار در این محدوده‌ها دچار مکث و واکنش شده، نه ادامه‌ی شتاب‌دار رشد.

ج) سناریو جنگ
در سناریوی جنگ یا تنش شدید، ارزش کل دارایی‌های ایران می‌تونه تا حوالی ۹۰ میلیارد دلار کاهش پیدا کنه. با همون حجم نقدینگی محاسبه‌شده، ارزش تعادلی دلار در این حالت به حدود ۱۵۹٬۴۰۰ تومان می‌رسه. این سناریو جاییه که بازار ارز وارد فاز پرمیوم واقعی می‌شه و اعداد بالاتر دیگه غیرمنطقی به نظر نمی‌رسن.

د) سناریو بهبود

در مقابل، اگر شرایط سیاسی به‌طور معنادار بهبود پیدا کنه (یعنی از  نظر سیاسی تغییر قابل توجهی رو شاهد باشیم...)، ارزش دارایی‌های کل کشور به حدود ۱۷۰ میلیارد دلار افزایش پیدا میکنه و داستان کاملاً برعکس می‌شه. در این حالت، ارزش ریال تقویت می‌شه و ارزش دلار تعادلی از همین محاسبات که بالاتر توضیح دادم به حدود ۸۴٬۳۰۰ تومان می‌رسه. این سناریو نشون می‌ده که بخش مهمی از قیمت فعلی دلار نه ذاتی، بلکه حاصل انتظارات و ریسک سیاسیه.

در نظر داشته باشین، در همه سناریو های بالا محاسبات برای بهمن 1404 بود، با توجه به چاپ پول، هر ماه 3 درصد به ارزش واقعی دلار اضافه میشه! مگر اینکه اتفاقی بیافته و این روند بی ارزش شدن ریال، متوقف بشه. 


۲. تحلیل دلار بر اساس نواحی عرضه و تقاضا

وقتی این محاسبات رو کنار چارت می‌ذاریم، رفتار قیمت معنا پیدا می‌کنه. از منظر عرضه و تقاضای تایم‌فریم‌های بالا، دلار وارد محدوده‌ای شده که هم‌زمان با مقاومت‌های ارزشی هم‌پوشانی داره.

در بالای قیمت، ناحیه‌ی عرضه‌ی کلان در حال حاضر شکسته شده و وجود نداره؛ محدوده‌ای که انتظار می‌ره هم عرضه‌ی سیاست‌گذار فعال‌تر بشه و هم بخشی از تقاضای سرمایه‌ای تخلیه بشه. این ناحیه بیشتر مناسب توزیع و مدیریت ریسکه تا ورود هیجانی.

در سمت مقابل، نواحی تقاضا به‌صورت پله‌ای شکل گرفتن. اولین محدوده‌ی ارزنده برای خرید ۱۳۷٬۰۰۰ تا ۱۴۳٬۵۰۰ تومان، ناحیه بعدی در ۱۳۲٬۰۰۰ تا ۱۲۹٬۸۰۰ تومانه که واکنش‌های اولیه‌ی بازار معمولاً از همین‌جا شروع می‌شه. پایین‌تر از اون، محدوده‌ی ۱۲۵٬۷۰۰ تا ۱۲۴٬۰۰۰ قرار داره و بعد از اون، ناحیه‌ی ۱۱۴٬۰۰۰ تا ۱۱۱٬۸۰۰ که از نظر ساختاری قوی‌تر از نواحی بالاتره و هم‌پوشانی بهتری با محاسبات ارزش ذاتی داره.

اگر فشار فروش یا تغییر انتظارات شدیدتر بشه، محدوده‌ی ۱۰۸٬۰۰۰ تا ۱۰۱٬۰۰۰ به‌عنوان یک زون حمایتی مهم وارد بازی می‌شه.
و در نهایت، قوی‌ترین ناحیه‌ی ماهانه با ریفاین دقیق در محدوده‌ی ۸۸٬۰۰۰ تا ۸۵٬۰۰۰ تومان قرار داره؛ جایی که هم از نظر عرضه و تقاضا، هم از نظر سناریوی بهبود سیاسی، با ارزش تعادلی هم‌راستاست.

جمع‌بندی تحلیلی

دلار ۱۴۱ هزار تومانی نه الزاماً حبابه، نه الزاماً کف یا سقف نهایی. از دید نقدینگی، بازار به محدوده‌ی تعادلی نزدیک شده؛ از دید عرضه و تقاضا، در ناحیه‌ای ایستاده که تصمیم‌گیری‌های هیجانی بیشترین آسیب رو می‌زنن.
اینجا بازاریه که باید سناریو داشت، نه پیش‌بینی قطعی؛ و دقیقاً به همین دلیله که فهم ارزش واقعی و نواحی عرضه و تقاضا از خود عدد دلار مهم‌تره.


امضا

احسان ساعدپناه